تسلیت

خرید بک لینک
همیشه میگفتم خب به ما چ!

میخواستن نرن...

وظیفشون بوده خب!

حالام ک شهید شدن، باید حضور بدون تلاش بچه هاشونو تو دانشگاه تحمل کنیم...

اما چن روز پیش ک با بدن زخمی و کوفته اومد خونه فهمیدم ک چقدر نادون بودم!

اون روزی ک (حتی) بوی گاز اشک آور چشم ماروهم اذیت میکرد فهمیدم چقدر اشتباه میکردم...

فقط گریه کردم و از خدا خواستم هیچ خواهریو به این حال نذاره....

حتی هیچ مادر و پدریو...

امشب ک شنیدم سه نفرشهید شدن، بغضم گرفت...

بمیرم برا دل خواهر و مادرشون...

خدایا اول سانچی...

بعد هواپیما...

امشبم که این سه نفر...

از فردا های بعدی میترسم....

+ تاريخ دوشنبه سی ام بهمن ۱۳۹۶ساعت 21:58 نويسنده کوثر |

شهرزاد دوست داشتنی...

ما را در سایت شهرزاد دوست داشتنی دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 93 تاريخ: سه شنبه 1 اسفند 1396 ساعت: 23:37

صفحه بندی